Leaders are readers محلی برای فهم دلیل ظهور رهبران.

فروتنی یعنی شنونده حقایق جدید برای تغییر عقاید قدیمی بودن و این موضوع آرامش بخش است؛ کنجکاوی یعنی فعال باشیم و پذیرنده اطلاعاتی باشیم که با جهان بینی کهنه ما مغایرت دارند و این موضوع هیجان انگیز است. با مطالعه، تفحص در زندگی های قبلی با فیلم دیدن و جهانگردی، فروتن و کنجکاو می شویم یعنی زندگی آرامش بخش و هیجان انگیزی را شروع می کنیم. readers افرادی هستند که در وهله اول اهل مطالعه بوده و همچنین علاقمند به تماشای فیلم های ارزشمند تاریخ و جویای کسب تجربه از مکان های دیدنی دنیا هستند. با این تفاسیر دسته بندی Leaders are readers طهاکو به سه بخش Book،Film و Trip تقسیم می شود.
  1. اسماعیل عالی پور
  2. Book
  3. یکشنبه, 07 مهر 1398
  4.  اشتراک
روی جلد کتاب نوشته شده بهترین کتاب مدیریتی سال 2016 به انتخاب آمازون و البته بیل گیتس و وارن بافت این کتاب را بعنوان بهترین کتاب سال 2016 انتخاب کرده اند. Leaders are readers طهاکو این کتاب را به تمامی طرفدارن واژه "نایستادن" معرفی می کند.
فیل نایت بنیانگذار نایکی می باشد و کارش را از شرکتی با نام ربان آبی آغاز کرد. البته با مطالعه کتاب متوجه خواهیم شد کتاب در سالهای اخیر نگارش شده است ولی برگرفته از فراز و نشیب های ارزشمندی هست که فیل نایت این مرد تاریخ ساز در زندگی داشته است. مردی که نمی تواند به هیچ وجه شکست و خستگی را پذیرا باشد.
بخشی از جملات این کتاب در شرکت انتشارات دیجیتال طهاکو بعنوان منشور راه اعضا تدوین و نصب شده است؛ این جملات برگرفته از کتاب عبارتند از:
اشتباه است که اسم آن را "تجارت" بگذاریم. به نظر می آید اشتباه باشد که همه ی آن روزهای پرتکاپو و شب های بدون خواب و تمام آن پیروزی های چشم گیر و تلاش های خستگی ناپذیر را با برچسب کلی و بی روح "تجارت" بشناسیم. کاری که ما در حال انجام آن بودیم بسیار فراتر از این ها به نظر می رسید. هر روز با پنجاه مشکل جدید مواجه می شدیم و پنجاه انتخاب دشوار روبه روی مان قرار می گرفت که همان لحظه باید در موردشان تصمیم گرفته می شد و تا مغز استخوان آگاه بودیم که یک حرکت عجولانه و یک تصمیم نادرست می تواند به معنای پایان همه چیز باشد. حاشیه ی خطای مجاز پیوسته در حال کاهش بود و در همان حال میزان موفقیت احتمالی مان پله پله بالاتر می رفت و هیچ کدام از ما شکی نداشت که این جا "موفقیت" به معنی "پول" نبود. می دانم که برای بعضی ها تجارت صرفاً یعنی جست جوی سود و تمام و دیگر هیچ، اما برای ما تجارت همان قدر وابسته به پول بود که انسان بودن وابسته به خون است. بله بدن انسان به خون نیاز دارد. بدن نیاز دارد که گلبول های قرمز و سفید و پلاکت بسازد و آن ها را به-طور یکنواخت و به-آرامی و در زمان مناسب به مکان های مناسب بفرستد، وگرنه زندگی به خطر می افتد؛ اما این کار هر روزه ی بدن انسان مأموریتی نیست که ما به عنوان انسان به عهده داریم. این فقط فرآیند ساده ای است که ما را قادر می سازد تا به اهداف متعالی تر خود برسیم و حیات همواره در حال تلاش است تا فرآیندهای ساده ی زندگی را به سمت تعالی ببرد و جایی در میانه های دهه 1970، من هم مشغول چنین کار بودم. من پیروزی را برای خودم دوباره تعریف کردم و آن-را فراتر از "نباختن" و "زنده ماندن" بردم. دیگر همین که من و شرکتم قادر به بقا باشیم برایم کافی نبود. ما مثل تمام شرکت های بزرگ، می خواستیم بیافرینیم و به مشارکت بگذاریم و شهامت آن را داشتیم که حرف خود را با صدای بلند بزنیم. هنگامی که چیزی را می آفرینیم، هنگامی که چیزی را بهبود می بخشیم. هنگامی که خدمتی ارائه می دهیم، هنگامی که چیزی جدید با خدمتی جدید به زندگی انسان هایی که نمی شناسیم، اضافه می کنیم و آن ها را به انسان هایی شادتر، سالم تر، ایمن تر یا بهتر تبدیل می کنیم و همه ی این کارها را هوشمندانه، کارآمد و با ایجاز انجام می دهیم، آن طور که باید انجام شود؛ اما کم تر اتفاق می افتد، در این صورت است که مشارکت کامل تری در نمایش باشکوه انسانیت پیدا می کنیم. در این صورت است که پا را از زنده ماندن فراتر می گذاریم و به دیگران کمک می کنیم تا زندگی کامل تری داشته باشند و اگر واژه ی تجارت همه ی این ها را در برمی گیرد، در این صورت بسیار خوب، می توانید مرا تاجر به شمار آورید.
شاید کم کم از این کلمه خوشم بیاید.
پیوست
نظر
هنوز نظری قرار داده نشده است
پاسخ صحیح Pending Moderation
نتیجه ای که خودم از این کتاب تونستم بگیرم یکی این بودش که هر چه ایده ابلهانه تر باشد، احتمال موفقیت در جامه عمل پوشاندن به آن ایده بیشتر و بزرگ تر است. در زندگی کودکان کار زیادی بشخصه دیدم که در دمادم جوانی مشغول حرفه ای شده اند و بمرو در کار مذکور پیش روی داشته اند. چون مخارج زندگی جوانی مجرد کمتر است و اکثراً استرسی برای آینده کاری خود ندارند، لذا در کار پیش می روند و بمرور تصمیمات بزرگ تر را اتخاذ می کنند. تا جایی که در سن 30 سالگی استارت آپ بزرگی را مدیریت می کنند که رشد کرده است و برچسب قشر مرفه را برای این جوان بهمراه دارد. حال در جوانی هر چه ایده ابلهانه تر بوده است در زمان باروری موفقیت شگرف تری بهمراه دارد.
آقای فیل نایت شخصی بود که به کسی اجازه نمیداد به ایده اش توهین کند و این شخص در ابلهانه ترین ایده ممکن، ایمان خاصی به آینده و کاری که انجام میداد داشت. جالب دوندگی های شبانه ایشان بود که بیش از هر چیز دیگری برطرف کننده بار مشقت های وارده به این شخص بود. ایشان هر شب 5 مایل دوندگی می کرد البته بعد از کار سخت روزانه؛ این سناریو بعد از خانواده صمیمی ایشان تنها چیزی بود که می توانست در رسیدن به ایده های مصممش کمک راهش باشد.
نظر
هنوز نظری قرار داده نشده است
  1. بیش از یک ماه پیش
  2. Book
  3. # 1


پاسخی یافت نشد
اولین نفر باشید!

اشتراک در خبرنامه

Please enable the javascript to submit this form

 طهاکو در یوتیوب

طهاکو در لینکدینایمیل به طهاکو

Cron Job Starts